عشق گمشده
ღღ•ღ☆ஜღღ عشق فرمان داده که به تو فکر کنم روز و شب زیر لبم اسم تو را ذکر کنمღღ•ღ☆ஜღღ
|
|
امید دوباره محشر می کند
فصل تازه باسلام خدمت دوستان عزیز با لاخره بعد ازمدتها دوری دوباره خدمتتون رسیدم تا براتون از خودم و خاطرات دانشگاه بگم البته ببخشید که کمی دیر شد به خاطر مشغله دانشگاه نبود اتفاقا سرم خیلی خلوته اونقدر خلوته که تصمیم گرفتم دوباره برای کنکور بخونم برام دعا کنید راستی پسر عموم نتونست که بیاد پیش من اونم داره دوباره برای کنکور می خونه برای اون هم دعا کنید بگذریم از دانشگاه براتون بگم : کارمون شده رفت و آمد تا دانشگاه خوردن خوابیدن و آشپزی کار من بیچاره!!! آره خودمونیما دست پختم حرف نداره دیگه وقت شوهر دادنم رسیده هم خونه ایم که داره حال می کنه یه روز به قسمت امور دانشجویی رفته بودیم ازما پرسید که درچه رشته ای تخصص داریم تا در مسابقات شرکت کنیم دوستم گفت که آشپزی من خوبه مسئول امور دانشجویی (آقای ریحانی) به من پیشنهاد کرد که در سلف سرویس مشغول به کار شوم ولی من با هزار تا بهونه تونستم از چنگشون فرار کنم در اینجا عکس چند تا از غذا هایی که درست کردم رو بهتون نشون می دم تا شما هم نظرتون در مورد شون بگین راستی چند تا عکس هم از دانشگاه توی یک روز باروونی گرفتم برای دیدن به ادامه مطلب بروید
ادامه نوشته هاي يه مجنونو ميتونين اينجا بخونين... وداع سلام دوستان عزیز غیبت طولانی منو ببخشید بالا خره تصمیمم رو گرفتم و به رشته نفت در دانشگاه محلات رضایت دادم این چند روز هم درگیر کارهام برای ثبت نام و پیدا کردن خونه بودم که الحمد لله تمام شد راستی یه خبری شنیدم که اگه درست بشه به آرزوی دیرینم می رسم اگه دانشگاه آزاد تکمیل ظرفیت داشته باشه پسر عموی عزیزم میاد محلات پیش من تو دانشگاه من و می شه هم خونه ای من فقط دعا کنید که همه ی کار ها درست بشه و این آرزو به تحقق برسد تا حالا که برام دعا کردین همه اش اثر کرده این بار هم منو از دعا تو بی بهره نذارید این پست رو برای خدا حافظی نوشتم اما بعد از ورود به دانشگاه هر چند وقت یکبار با خاطرات داشگاه در خدمتتون هستم و ماجرا ها و عکس های دانشگاه رو براتون می ذارم با لا خره منو حلال کنید و برای من و پسر عموی عزیزم دعا کنید که کارش درست بشه
آزاد آزادم ببین دلشكسته اي از تبار عشق با نام black lover | سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 | 11:34 | + | موضوع: |
عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم همان يك لحظة اول .. كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بيوجدان ، جهان را با همه زيبايي و زشتي، به روي يكدگر ، ويرانه ميكردم عجب صبري خدا دارد ! ... اگر من جاي او بودم ، كه در همسايه صدها گرسنه ، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم ، نخستين نعرة مستانه را خاموش آن دم بر لب پيمانه ميكردم عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم ، كه ميديدم يكي عريان و لرزان ديگري پوشيده از صد جامة رنگين، زمين و آسمان را واژگون مستانه ميكردم. عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم ، نه طاعت ميپذيرفتم نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده پاره پاره در كف زاهد نمايان سجدة صد نامه ميكردم. عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم، براي خاطر تنها يكي مجنون صحراگرد بيسامان هزاران ليلي نازآفرين را كو به كو آواره و ديوانه ميكردم. عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم، به عرش كبريايي با همه صبر خدايي تا كه ميديدم عزيز نابجايي ناز بر يك ناروا گرديده ، خواري ميفروشد گردش اين چرخ را وارونه بيصبرانه ميكردم. عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم ، كه ميديدم مشوش عارف و عامي ز برق فتنة اين علم عالمسوز مردمكش ، به جز انديشة عشق و وفا ، معدوم هر فكري در اين دنياي پرافسانه ميكردم. عجب صبري خدا دارد ! چرا من جاي او باشم ؟! همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد وگرنه من به جاي او چو بودم ، يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه ميكردم عجب صبري خدا دارد ! دلشكسته اي از تبار عشق با نام black lover | دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 | 13:39 | + | موضوع: |
گفتگوی دو عاشق من ميگم بهم نگاه کن تو ميگي که جون فدا کن من ميگم چشات قشنگه تو ميگي دنيا دو رنگه من ميگم چه قدر تو ماهي تو ميگي اول راهه من ميگم بمون هميشه تو ميگي ببين نميشه من مي گم خيلي غريبم تو ميگي نده فريبم من ميگم خوابت رو ديدم تو ميگي ديگه بريدم . . .
ادامه نوشته هاي يه مجنونو ميتونين اينجا بخونين... خدایا
خدایا بار الها سینه ای آگه ما را ده
رفیقی هم زبانی هم دلی هم ره ما را ده
محبت رفته از دلها نمیدانم میدانی
رفاقت گم شده در ما نمیدانم میدانی
خدایا ايزد یکتا
ز عرش كبريا بنگر
به کام کس نمیگردد
دگر این چرخ بازیگر
نه جان نه جانانی
نه عشق و ایمانی
که نور حق در دل افروزد
نه کفر انسان را
امید پایانی
جهان در این آتش میسوزد
آه ....
ای بارگاه کبریا
خداوندا در این ظلمت دل ما را به نور حق روشن کن
از این کینه
از این نفرت
از این سودا
تو انسان را ایمن کن
دلشكسته اي از تبار عشق با نام black lover | یکشنبه هشتم شهریور 1388 | 18:35 | + | موضوع: |
با هم بیا دعا کنیم با هم بیا دعا کنیم خدامون رو صدا کنیم
سیاه و سفید یه رنگ بشه، زشتیهامون قشنگ بشه
خودش می دونه داره هرکسی آرزویی
دلشكسته اي از تبار عشق با نام black lover | پنجشنبه پنجم شهریور 1388 | 19:8 | + | موضوع: |
موزیک ویدیوی جدید و زیبای امید و محمد مقدم به نام رویا
حقیقت اصلی دانشگاه سلام دوستان
بانزدیک شدن به زمان اعلام نتایج کنکور و انتخاب رشته من تحقیقاتی را در مورد فضای دانشگاه ها انجام دادم تا بدانم هدف هرکس از رفتن به دانشگاه چیست؟ اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه ميخواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي . اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر . حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را ميفرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه. ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد: * سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردميسوزد. * حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفهها را به هم گره زدهاند و ازپنجرهي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي ميگذرد ميآيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول ميكنند. پليس به طرف او ميآيد و چند روز بعد به پسرك ميگويد ما اصلا شما را نديده بوديم. * سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا ميشوند نه كك اين ميگزه نه اون. * سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشستهاند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم). * ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها ميسوزه و براي آنها سوپ مياره. پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي ميكنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه ميبرند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر ميكنند كه اينها ديگه آدم شدهاند و با تعارف سوپ را ميگيرند. غافل از اينكه پسرها... حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!! هیچ کس سلام بنا به در خواست دوستان مجبورم زود به زود پست جدید بنویسم ولی برای بالا بردن تعداد نظرات قصد دارم از این به بعد از میان پست هایی که بیشتر از 15 نظر داشته باشند به 3 تا از بهترین نظر ها دعوت نامه ی پرشین گیگ بفرستم برای اینکه شانس بیشتری داشته باشید مطالب رو خوب بخونید و نظر تان را بگویید و آن را تجزیه و تحلیل کنید تا من هم نقاط ضعف خود را پیدا کنم
در این پست یک داستان عاشقانه به نام هیچ کس براتون میذارم بخونید و نظر فراموشتون نشه قبلش بگم من این داستانو از یک کتاب براتون نوشتم و فکر نکنید که کار منه ها ما هنوز خیلی مونده تا یه نویسنده ی خوب بشیم
ادامه نوشته هاي يه مجنونو ميتونين اينجا بخونين... اما بازم نیومدی عاشقو مجنونت شدم...نخونده مهمونت شدم...کلی پریشونت شدم ... اما بازم نیومدی! قهوه ی فنجونت شدم ...شمع تو شمدونت شدم....خاک تو گلدونت شدم اما بازم نیومدی! برف زمستونت شدم... رسوا و حیرونت شدم... چک چک ناودونت شدم... اما بازم نیومدی! افتابو بارونت شدم ...اشکال غلتونت شدم...عطر گلابدونت شدم... اما بازم نیومدی! ماه تو عیونت شدم...خرابو ویرونت شدم...گل گلستونت شدم ... اما بازم نیومدی! سه ماه تابستونت شدم...الوندو کارونت شدم...دشتای ایرونت شدم... اما بازم نیومدی! دنا و هامونت شدم... نزدیک تر از جونت شدم...رگت شدم،خونت شدم... اما بازم نیومدی! خادمو در مونت شدم... اسیر زندونت شدم...گلاب کاشونت شدم... اما بازم نیومدی! یه جوری مدیونت شدم...سنگ خیابونت شدم...راهیه میدونت شدم... اما بازم نیومدی! تو سختی آسونت شدم... تو دردا درمونت شدم...ناجی پنهونت شدم... اما بازم نیومدی! لباسو سامونت شدم ...سارق ایمونت شدم...چشمای گریونت شدم.... اما بازم نیومدی! لبای خندونت شدم....گشنه شدی نونت شدم...اب فراوونت شدم... اما بازم نیومدی! همیشه ممنونت شدم...من نی چوپونت شدم...آب تو بیابونت شدم... اما بازم نیومدی! شعرای ارزونت شدم...عمری غزل خونت شدم ... تسلیمه قانونت شدم... اما بازم نیومدی! کشته ی مژگونت شدم... هلاک چشمونت شدم...رفتم و قربونت شدم... اما بازم نیومدی! نم نم بارونت شدم اما بازم نیومدی!!!!!! آخر و عاقبت دخترای دانشجو سلام .اين مطلب رو با مقدمه اوليه اش شروع ميکنم اگر باور نداريد خودتون بريد تحقيق کنيد.... ويژگي هاي کلي:اين دختران از آن دسته دختراني هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه اي به اسم پسر غريبه هستند و تنها وسيله نقليه اي که سوارشده اند اتوبوس مي باشد.از نظر شکل ظاهري بيشتر شبيه مردان غيرتمند و با خدا هستند!!! خصوصيات دانشجويان دختر: ترم 1- اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها ERRORميدهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نميگيرند.و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميکنم که در دختران ترم يکي (صفري) به دنبال GF نباشيد چون اولاً پا نمدهند و ثانياً اگر حتي يکي از اين دختران براي دوستي پا بدهد(يکي در هر 10 ميليون سال)همه به شما به چشم يک همجنس باز نگاه خواهند کرد!} فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبن ديگه!!!) درفاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند! ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند!متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقداربسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باشد.سر کلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند.کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود.نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه ميگيرند. اگر به آنها سلام کنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله) ترم 3 - به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند.به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده WC قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيداميکنند . همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا 4 جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند.مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام شما ميگويند سلام! ترم 4 – با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازک مي شودوسيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي ""پر پسر"" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: 1- دختره ترم 4 درس ميخونه.2-شما خوشتيپيد!.3 – يالامخشو بزن ديگه چلمن!)شروع ميکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدنهاي مامان بابا.(خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن!(آره جون خودت .بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟ ترم 5 –يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سرکلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BFشان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند!در جواب سلام شما (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:اوا سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه جاي ديگست....خاک بر سرت!) ترم 6 – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!! ترم 7 –به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند! ترم 8 – دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونارو.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند.عضو مارشال – مدرن ميشوند و..... بعد از دانشگاه: ازدواج ميکنند و رخت بچه ميشورند عادت ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند چه تلخ است قصه ی عادت....
سلام دوستان موزیک ویدیو جدید شادمهر به نام عادت تقریبا حدود دو هفته هست که پخش شده داستان این ویدیو در اصل غمگین و عاشقانه هستش و شادمهر هم با چهره ای جدید در این ویدیو قرار داره. راستی دوستان خیلی ببخشید که من در گذاشتن آهنگ و ویدیو عقب موندم ودلیل اصلی امتتحاناتم بود ولی به دلیل درخواستهای مکرر دختر عموی عزیزم اونو برای دانلود گذاشتم برای دانلود ویدئو و متن شعر عادت به ادامه مطلب بروید. خیلی قشنگه من هر وقت دلم می گیره نگاش می کنمو بعد کلی گریه .......
تقدیم به دختر عموی گلم
ادامه نوشته هاي يه مجنونو ميتونين اينجا بخونين... خود کشی يه اتاقي باشه گرمه گرم ... روشنه روشن ... تو باشي، منم باشم ...
کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد... تو منو بغلم کني که نترسم ...که سردم نشه ...که نلرزم ... اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار ... پاهاتم دراز کردي ... منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم ... با پاهات محکم منو گرفتي ... دو تا دستتم دورم حلقه کردي ... بهت ميگم چشماتو ميبندي؟ ميگي آره! بعد چشماتو ميبندي ... بهت ميگم برام قصه ميگي تو گوشم؟ ميگي آره! بعد شروع ميکني آروم آروم تو گوشم قصه گفتن ... يه عالمه قصة طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نميشن ... ميدوني؟ ميخوام رگ بزنم ... رگ خودمو ... مچ دست چپمو ... يه حرکت سريع ... يه ضربه عميق ... بلدي که؟ ولي تو که نميدوني ميخوام رگمو بزنم ... تو چشماتو بستي ... نميدوني من تيغ رو از جيبم در ميارم ... نميبيني که سريع مي برم ... نميبيني خون فواره ميزنه ... رو سنگاي سفيد ... نميبيني که دستم ميسوزه و لبم رو گاز ميگيرم که نگم آااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني ... تو داري قصه ميگي.. من گوش می دم ... دستمو ميذارم رو زانوم ... خون مياد از دستم ميريزه رو زانوم و از زانوم ميريزه رو سنگا ... قشنگه مسير حرکتش! قشنگه رنگ قرمزش ... حيف که چشمات بسته است و نميتوني ببيني ... تو بغلم کردي ... ميبيني که سرد شدم ... محکمتر بغلم ميکني که گرم بشم ... ميبيني نامنظم نفس ميکشم ... تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت! ميبيني هر چي محکمتر بغلم ميکني سردتر ميشم ... ميبيني ديگه نفس نميکشم ... چشماتو باز ميکني ميبيني من مردم ... ميدوني؟ من ميترسيدم خودمو بکشم! از سرد شدن ... از تنهايي مردن ... از خون ديدن ... وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم ... مردن خوب بود، آرومِ آروم ... گريه نکن ديگه! ... من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم دلم ميگيرهها ! بعدش تو همون جوري وسط گريههات بخندي ... گريه نکن ديگه خب؟ دلم ميشکنه... دلِ روح نازکه ... نشکنش خب...
شکرانه سلام دوباره به تمام دوستان عزیز
خدا را شکر کنکور امسال تموم شد ولی بسیار سخت و دشوار . هرچی بود تموم شد دلم برای دوران مدرسه و دوستام تنگ میشه ولی هرز چند گاهی سری بهشون می زنم تا رفع دلتنگی کنم فقط امید وارم که اونا بی وفا نباشند و اونا هم سری به ما بزنند همونطور که قول داده بودم اومدم تا ازتون تشکر کنم و بگم دمتون گرم واقعا به من با این نظرات زیبا روحیه می دادید و منو خوشحال کردید منتظر پست های جدید و زبیا باشید بازهم ازتون ممنونم که منو تو این ایام سخت تنها نگذاشتید راستی دعا ها تونو ادامه بدید هنوز نتایج مونده ان شا الله که مستجاب میشه
به اینا میگن کنکوری واقعی به تمام نکات عمل می کنن ! دلشكسته اي از تبار عشق با نام black lover | یکشنبه هفتم تیر 1388 | 11:38 | + | موضوع: |
سلام آخر...................
سلام خدمت تمامی دوستان عزیز از نظرات زیبا و سازنده ای که درسال۸۷ در راستای هرچه بهتر شدن این وبلاگ به من حقیر دادید تشکر میکنم گفته بودید که موضوعات غمگین و افسرده کننده است من هم تصمیم گرفتم که مقداری فضا را شاد و طنز آلود کنم ولی انگار زیاده روی کردم به قول شاعر: به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم بیابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا اگر درمورد دخترا ایقدر صریح نوشتم عذر می خواهم . هدف گفتن عیبها و رفع آنها بود جالب این است که دختر ها -برخلاف انتظارم- همگی تعریف می کردند و پسرها ناراحت شدند درهر صورت این آخرین پست من است و تا تیر ماه پست جدیدی نخواهم داد وخود را برای مبارزه با غول کنکور آماده می کنم تورو خدا دراین مدت مرا دعا کنید و در نبود من بیایید و نظر بدهید قول میدم بعد ازکنکور بیام و دوباره بترکونم هرزچندگاهی که وقت کردم میام و نظر هاتون رو می خونم از شما خواهش میکنم منو تنها نگذارید ببینید چه بلایی سر این بیچاره اومده
اگر چه تلخ باشد فرقت یار در او شیرین بود امیّد دیدار
برای کسب نتیجه ی خوب در کنکور برایم دعا کنید
۰۰۰التماس دعا ۰۰۰
دلشكسته اي از تبار عشق با نام black lover | چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 | 13:17 | + | موضوع: |
دل شکسته نشسته بود روی زمین و داشت یه تیكه هایی رو از روی زمین جمع می كرد.
بهش گفتم: كمك نمی خوای؟ گفت:نه. گفتم: خسته می شی بذارخوب كمكت كنم دیگه. گفت: نه خودم جمع می كنم. گفتم:حالا تیكه ها چی هست؟بد جوری شكسته معلوم نیست چیه؟ نگاه معنی داری كرد و گفت:قلبم. این تیكه های قلب منه كه شكسته. خودم باید جمعش كنم بعدش گفت : می دونی چیه رفیق؟آدمای این دوره زمونه دل داری بلد نیستن. وقتی می خوای یه دل پاك و بی ریا رو به دستشون بسپری هنوز تو دستشون نگرفته میندازنش زمین و می شكوننش...... میخوام تیكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصلیش اون دل داری خوب بلده آخه می دونی اون خودش گفته كه قلبهای شكسته رو خیلی دوست داره میخوام بدم بهش بلكه این قلب شكسته خوب شه. تیكه های شكسته ی قلبش رو جمع كرد و یواش یواش ازم دور شد. و من توی این فكر كه چرا ما آدما دل داری بلد نیستیم موندم دلم می خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو می سپردی دست هر كسی؟ انگاری فهمید تو دلم چی گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به دست هر كسی نسپردم اون برای من هر كسی نبود. گفت و این بار رفت سمت دریا..................
مزیت مرد بودن 1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست 2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید 3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه 4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید 5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است 6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه 7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید 8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید! 9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما می¬آد 10- فقط شما میتونید برید استادیوم 11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید 12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید 13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید 14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید 15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید 16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره 17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید 18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با cdi رو تجربه کنید 19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید 20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید تفاوت بین دختر ها و پسرها ! 1-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند
2-اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده! 3-یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه 4-یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!! 5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره! 6-دخترا می خوان سر پسرا کلاه بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن 7-اگر به یه دختر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر خوبی و عاشقت میشه اما اگر به یه پسر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر بی جنبه و جوات هستی دست به هر کاری میزنه تا از شرت خلاص شه! 8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست. 9-دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره. 10-دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله! 11-دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند! 12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن. 13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید. 14-دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن ۱۵- شرمنده . شماره ۱۵ خیلی ..........هست و اگه بنویسم وب فیلتر میشه ! 16-اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن! 17-یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه. 18-پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن! 19-یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه! 20-یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم! 21-اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش! 22-دختر ترشیده میشه اما پسر نه!!!! -23دختر تا مانتوی تنگ و آرایش نکنه عمرا بیرون بره ولی پسر با یه شلوار کردی و زیرپیراهنی هم تا دو تا چهارراه بالاتر میره .
24 -دختر براحتی از چهارراه رد میشه ولی کیه که به پسر راه بده .
-25 اگه یه دختر از کوچه رد شده باشه تا یک هفته با بوی کوچه میشه حال کرد ولی اگه پسر رد شه انگار ماشین جمع آوری زباله رد شده .
26 -اگه دختر موبایل داشته باشه الکی هم شده تو دستش میگیره و کلاس میذاره ولی پسر اصلا .
27 -اگه ۲۰ تا دختر باشن که با هم رفیق باشن در مترو و واحد هر کسی خودشو حساب میکنه ولی یه پسر همه ی دوستاش رو به علاوه بقیه حساب میکنه
24 ساعت از زندگی پسرا ۸ صبح: تو رخت خواب…..
۹ صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده…. ۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!) ۱۱ صبح : از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه) ۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله! میشه یه ساعت دیگه هم خوابید! ۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه ۲ ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار ۳ ظهر:مامااااان جورابام کو؟ ۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟ ۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن) ۶ عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ۱۰ ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش ۲ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد…) ۷ عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟ ۸ غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!! ۹ شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند….. ۱۰شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه… ۲شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!) همون طور که قول داده بودم درباره ی پسرا هم نوشتم |
|
|||||||||||||||||||||||